مجهول
19
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
« و نريد ان نخبر الآن ببعض المقامات على لسان القوم من غير بسط كراهة الاطالة » . زمان دادن مهلت دادن : « نپندارند آن كسها كه كافر گشتند كه زمان دادن ما مر ايشان را بهترى ايشان است ايشان را بدان زمان دهيم تا بزه ايشان فزون گردد پس بترى باشد نه بهترى » . پشتاپشت ضد و مخالف : « جبرى چنين گفت كه هر چه بايد خداى تعالى كند مر ما را هيچ فعل نيست و قدرى چنين گفت كه هر چه من مىخواهم كنم تقدير و قضا را با من كار نيست ، هر دو گروه پشتاپشت آمدند . . . سهديگر گروه رافضيان و ناصبياناند كه پشتاپشتاند » ، دوانزده دوازده : « و هر گروه از اين دوانزده شاخ دارد » . روى بودن ممكن بودن : « نص قرآن و اخبار نبوى را منكر گشتن و رد كردن روى نيست » . چشم خوابانيدن ننگريستن و غافل ماندن : « هر كه چشم خوابانيد از خداى عز و جلّ طرفة العينى به همه عمر به خداى تعالى بيش راه نيابد » . جوزنده به دستآورنده : « كاسب به لغت جوزنده بود و جوزنده آن بود كه چيزى حاصل كند منفعتى را يا دفع مضرتى را و افعال بندگان از اين خالى نباشد » . كافتن و كاويدن جستوجو و تحقيق : « كشف خواطر آن باشد كه هر چيزى كه بر سر وى بگذرد آن را بكاود و بجويد . . . و ايمان آوردن بدين واجب است و كاويدن ازين واجب نيست » . باريك دقيق : « آن مقدار حكايت كنيم از قول پيران كه به فهم نزديكتر باشد نه از رمزهاى پوشيده و اشارتهاى باريك » كه ترجمهء اين عبارت از متن عربى التعرف ص 92 است : « و تحكى من مقالات المشايخ فيها ما قرب منها الى الافهام دون الرموز الخفية و الاشارات الدقيقة » . سلطان تسلط و قدرت : « مر او را سلطان مشاهدات سر چنان غلبه كرده باشد كه اگر بلاى هر دو كون بر نفس وى نهند خبر ندارد » . وقت زمان حال : « و كلمهء كان اشارت به ماضى كند نه به وقت و نه به مستقبل » . شنفتن شنيدن : « انبياء دروغ نگويند و مر دروغ شنفتن را خاموش نباشند » .